
بسم الله الرحمن الرحیم
نام و نام خانوادگی : طاها الهامی
دبیرستان : شهید رجایی 1
کلاس : نهم
در مهر امسال رئیس جمهور محترم کشورمان آقای رئیسی سوالی مهم با این عنوان از دانش آموزان پرسیدند:«ایران قوی چه ویژگیهایی دارد؟».
برای پاسخ به این سوال به دنبال ویژگی ها و توانایی های ایران قوی میرویم که در این مطلب با آنها آشنا میشوید.
اقتصاد
یک اقتصاد قوی چه ویژگی هایی دارد؟
اگر بخواهیم یک اقتصاد قدرتمند را شرح دهیم، ابتدا باید بگوییم هدف از داشتن اقتصاد قوی چیست؟ چگونه اقتصاد می تواند به این هدف برسد؟ هدف اصلی از اقتصاد تامین نیازهای همه مردم جامعه است، اگر اقتصادی بتواند تمام نیازهای جامعه را تامین کند، می توانیم بگوییم اقتصاد این کشور، اقتصادی قوی است. اقتصاد شکوفا، بالنده و رسیده به اهداف، اقتصادی قوی است، اما چه زمانی اقتصاد می تواند به این هدف برسد؟ چند شرط یا هدف واسطه ای برای دست یافتن به اقتصاد قوی لازم است. اصلی ترین هدف واسطه ای که می تواند قدرت اقتصادی را نمایان کند، تولید ملی است. تولید ملی مهم ترین متغیر اندازه گیری قدرت و بزرگی اقتصاد است. اگر اقتصاد هر کشور تولید بالایی داشته باشد، آن کشور را دارای اقتصاد قوی می دانیم.
مسیر صنعتی شدن کشور چگونه است ؟
آنچه امروز از اصطلاح «کشورهای صنعتی» به ذهن متبادر میشود، مجموعهای از کارخانهها و ماشینآلات صنعتی نیست، بلکه شکل خاص و پیشرفتهای از سازماندهی مدرن در گردش امور در حوزههای مختلف است. بر اساس چنین درکی از دستاوردها و ویژگیهای صنعتی شدن است که کشورهای در حال توسعه، طی پنجاه سال گذشته، برنامههای جدی را برای توسعه صنعتی به اجرا درآوردهاند.
مرور تجارب اخیر توسعه صنعتی جهان، تصویری از مجموعه شکستها و پیروزیها را در بردارد. بسیاری از کشورهایی که کمتر از پنجاه سال پیش، با درآمد سرانه حدود یک صد دلار، با مشکلات متعدد ناشی از فقر دست به گریبان بودند، هماکنون جزو کشورهای مرفه به شمار میآیند. تاریخ تحولات صنعتی کشورهای در حال توسعه نشان میدهد که هرچه از آغاز قرن بیستم دورتر شدهایم، همگرایی در جهتگیریهای اصلی بیشتر و میدان سعی و خطاهای برخاسته از ذهنهای منفرد، محدودتر شده است. به همین دلیل، حوزه شکستها کوچکتر و دایره موفقیتها گستردهتر شده است.
صنعت به معنای استفاده از خلاقیت انسان برای ایجاد کالاها و تغییر شکل دادن منابع طبیعی برای رفع نیازهای انسان است.
بنابراین، منظور از فرهنگ صنعتی، فرهنگی است که زمینه را برای تولید و خلاقیت انسان و افزایش ثروت فراهم میکند. منظور از صنعتی شدن، غالب شدن فرهنگی است که در آن به کارگیری خلاقیت در تمامی زمینههای کشاورزی، خدمات و تولید لازم است. به این ترتیب سوءتفاهم صنعت به معنای خاص و صنعت به معنای عام باید برطرف شود.
در واقع از منظر تاریخی پس از جنگ دوم جهانی برای بسیاری از کشورهای نوظهور، واژه صنعتی شدن مترادف با توسعه و روند صنعتی شدن، معادل دستیابی به اهداف مختلفی، از جمله موارد زیر بود:
- قطع حلقههای وابستگی به ارث مانده از دوران استعماری و ایجاد استقلال سیاسی؛
- خلق یک اقتصاد مدرن و متنوع، به صورت هماهنگ و منسجم؛
- ایجاد اشتغال؛
- صرفهجویی در هزینههای ارزی از طریق سیاستهای جایگزینی واردات و ایجاد درآمدهای ارزی از طریق گسترش صادرات؛
- ایجاد تغییرات مطلوب اجتماعی، نهادی و سیاسی در جهت مدرنیزاسیون جامعه؛
- کسب شان و اعتبار سیاسی و حفظ امنیت ملی
یکی از کشور هایی که توانست روند صنعتی شدن و افزایش صادرات را در قرن بیستم به طور شگفت انگیزی انجام دهد کره جنوبی بود که توانستد فرایند دو برابر شدن درآمد سرانه را تنها در 11 سال انجام دهد و به یکی از قدرتمند ترین کشور های جهان تبدیل شود. همچنین برای دوره معاصر میتوانیم از کشور چین مثال بزنیم که این فرایند را تنها در 10 سال انجام داد.
الگوی توسعه صنعتی
با توجه به روند صنعتی شدن آمریکای لاتین و شرق آسیا، پنج فاز و مرحله مختلف در الگوی توسعه صنعتی قابل تشخیص است که در این میان سه کشور تایوان، کره و مالزی با نگرشی برونگرا، مراحل اولیه و ثانویه صنعتی شدن را بر اساس الگوی توسعه صادرات برگزیده و دو کشور برزیل و مکزیک نیز با نگرشی درونگرا، الگوی جایگزینی واردات را انتخاب کردهاند. در ادبیات اقتصادی توسعه صنعتی، الگوهای فوق براساس ترکیب محصولات صنعتی و تنوع صنایع به شکل زیر دستهبندی میشود:
* مرحله اول در توسعه صادرات:
مرحله اولیه گسترش صادرات از طریق صادرات محصولات خام و نیمه فرآوری شده، شامل محصولات متکی بر منابع طبیعی، معدن، نفت و کشاورزی یا گسترش صنایع کاربری مانند نساجی پیگیری میشود.
* مرحله اول در جایگزینی واردات:
انتقال از واردات محصولات اولیه و کالاهای مصرفی مانند پوشاک، پارچه و مواد غذایی خارجی به مرحله تولید داخلی محصولات.
* مرحله دوم در جایگزینی واردات:
بهکارگــیری تولیـدات داخلی و امکانات محلی برای صنایع سرمایهبر و تکنولوژیبر در داخل کشور به منظور جایگزین کردن واردات کالاهای سرمایهای مانند مــاشینآلات سنــگین وکالاهای واسطهای مانند مواد پتروشیمی، فولاد و کالاهای مصرفی بادوام مانند خودرو.
* مرحله دوم در گسترش صادرات
ادامه گسترش صادرات از طریق ایجاد صنایع متکی بر مهارتهای بالای فنی با ارزشافزوده بیشتر و خلق پایههای صنعتی پیشرفته در داخل.
در هر دو منطقه آسیا و آمریکای لاتین به اشکال مختلف از هر دو الگوی کلی فوق استفاده شده است. به عبارت دیگر (به غیر از بریتانیا در زمان انقلاب صنعتی) اغلب این کشورها با حمــایت از صنایع نوپای داخلی از مرحله اول جایگزینی واردات عبور کرده و پس از طــی این مرحله در ادامه روند صــنعتی شدن، ترکیــبهای مختلفی از الگوهای جایگزینی واردات پیشرفته تا انواع الگوی توسعه صادرات را برگزیدهاند.
گردشگری
ایران کشوری است با جاذبه های تاریخی و فرهنگی و گردشگری بسیار بالا. تاریخ و تمدن قوی از بزرگترین امتیازات ایران در صنعت گردشگری است. تاریخ چند هزار ساله ی ایران می تواند نظر هر گردشگری را به خود جلب کند. تا کنون 21 اثر تاریخی ایران در یونسکو به ثبت رسیده و سازمان جهانی گردشگری اعلام کرده است که ایران رتبه ی دهم جاذبه های باستانی و تاریخی و رتبه ی پنجم جاذبه های طبیعی را در جهان داراست. متاسفانه ایران در این صنعت قوی عمل نکرده و شاهد ضعف های بزرگی در صنعت توریسم و گردشگری هستیم. علی الخصوص در بخش جذب توریست های خارجی اما خوشبختانه در بخش گردشگری داخلی پیشرفت های بزرگی اتفاق افتاده است که باز هم جای پیشرفت دارد.

نقش گردشگری در رشد اقتصادی
رشد صنعت گردشگری و افزایش توریست در شهر های مختلف می تواند کمک بزرگی برای اقتصاد همه ی شهر های ایران محسوب می شود. خوشبختانه شهرهای شمالی ایران از این موهبت به خوبی استفاده کرده اند و در آمد خوبی از این طریق برای هموطنان شمال ایران فراهم می شود اما امیدواریم این مساله موجب آسیب رساندن به محیط زیست و منابع طبیعی نشود. با فراهم آوردن شرایط مناسب برای جذب توریست مثلا تاسیس هتل ها ، اقزایش ویلا و سوئیت های اجاره ای و رستوران های با کیفیت در دیگر شهرهای ایران می توان از پتانسیل این مناطق برای جذب توریست وگردشگر به خوبی استفاده کرد. در ذیل مواردی از مزیت های صنعت گردشگری و اهمیت آن که توسط بانک جهانی نوشته شده است آورده شده است :
1. گردشگری محرک مناسب برای رشد اقتصادی است
صنعت 7600 میلیارد دلاری سفر و گردشگری، بزرگترین صنعت بخش خدمات در جهان به شمار میرود و بیش از 10 درصد از تولید ناخالص جهان را به خود اختصاص داده است.
رشد صنعت گردشگری میتواند تولید ناخالص داخلی کشورهای گردشگرپذیر را افزایش دهد و درآمد مالیاتی بیشتر را نصیب دولت این کشورها کند. درآمدهای ارزی حاصل از گردشگری حتی میتواند در سایر بخشها نیز سرمایهگذاری شود و به بهبود رشد اقتصادی منجر شود.
2. گردشگری موجب رشد تجارت بینالملل میشود
ارزش صادرات خدمات گردشگری (پذیرش گردشگران خارجی) در سال 2016 حدود 1.4 تریلیون دلار بوده است و صنعت گردشگری از این لحاظ پس از صنعت پتروشیمی و نفت، بالاتر از صنایعی مانند خودروسازی و مواد غذایی، در جایگاه سوم جهان قرار دارد. درآمدهای صادراتی کشورهای در حوزه گردشگری در فاصله سالهای 2010 تا 2015 تقریباً 25 درصد رشد داشته و صنعت گردشگری از این نظر نیز رتبه اول را به خود اختصاص داده است.
3. گردشگری، سرمایههای خارجی را جذب میکند
صنعت گردشگری در حال حاضر از لحاظ نرخ رشد سرمایهگذاری خارجی در جایگاه دوم صنایع جهان ایستاده است و تنها صنعت ارتباطات را در این زمینه بالاتر از خود میبیند. امروز بسیاری از شرکتهای مشاوره سرمایهگذاری به سرمایهگذاران توصیه میکنند وارد صنعت گردشگری شوند. در سال 2016 حدود 806 میلیارد دلار سرمایه در سراسر جهان جذب صنعت گردشگری شده است ، در حالی که صنعت نفت و گاز در این سال 680 میلیارد دلار سرمایه جذب کرده است.